سیاست های ناموفق توسعه در نیم قرن اخیر و پیامدهای نامطلوب زیست محیطی این سیاست‌ها غالبا به دلیل دستیابی به حداکثر بودن (حداکثر بهره برداری از منابع طبیعی، حداکثر تولید، حداکثر مصرف، حداکثر فروش که در نهایت منجر به حداکثر سود می شود) سبب تخریب مراتع و جنگل ها، افزایش روند بیابانی شدن اراضی، فرسایش شدید، خشکسالی و غیره شده است. اتحادیه بین المللی حفاظت از طبیعت و منابع طبیعی در گزارشی به نام استراتژی حفاظت جهان که در سال ۱۹۸۰ منتشر ساخت، چنین اعلام می کند: جوامع سنتی اغلب از دانش عمیق و مشروح در مورد اکوسیستم ها و گونه هایی که با آنها در تماس هستند برخوردارند و روش هایی موثر برای حصول اطمینان از پایداری این منابع را در اختیار دارند. چنانچه روش ها و فناوری‌های محلی، بررسی و ثبت و ضبط نشوند، توده مردم به آدمی می ماند که دچار فراموشی شده و همواره باید از نو آموخته شود با این احتمال که چیزی را فرا نمی گیرد.

خوشبختانه دانش بومی آبخیزداری در ایران از غنا و قوت فوق العاده ای برخوردار است و در اکثر مناطق ایران این دانش مورد استفاده واقع می شود و آثار و دستاوردهای فراوانی هم به دنبال داشته است. لذا استفاده و توسعه این دانش دارای اهمیت است و توجه بدان امری ضروری است. برخی از ضرورت های استفاده از دانش بومی آبخیزداری و منابع طبیعی در طرح های توسعه پایدار به قرار زیر است:

اول: شیوه های بومی و سنتی مدیریت منابع طبیعی و آبخیزداری الگوی مناسبی برای مدیریت منابع طبیعی در توسعه پایدار خواهد بود.

دوم: اجرای موفق طرح های مختلف منابع طبیعی و آبخیزداری در گرو مشارکت افراد محلی در مراحل مختلف از جمله طراحی، برنامه ریزی، اجرا و ارزیابی طرح ها است. بنابراین در صورتی که در تعریف و اجرای طرح های منابع طبیعی از دانش بومی استفاده شود، مشارکت افراد محلی بهتر تحقق خواهد یافت.

سوم: گسترش نیازها و سطح زندگی مردم و افزایش جمعیت دنیا، نحوه آسیب رسانی به منابع طبیعی را تغییر داده است که این امر تعاملی را بین دانش بومی و دانش رسمی ایجاد می کند. زیرا در چنین شرایطی هیچ یک از دو دانش به تنهایی قادر به جوابگویی به نیازها نیست.

چهارم: یکی از بهترین راه های یافتن مشکلات و مسائل منابع طبیعی و تعیین اولویت‌ها و استفاده از دیدگاه افراد محلی است.

باید اشاره داشت:از آنجا که کشور ایران دارای اقلیم گرم و خشک است و با مسائلی مثل کمبود بارندگی، کم بودن رودخانه های آب دائمی، شور بودن منابع آب سطحی و زیرزمینی و… در بسیاری از نقاط مواجه است و همه این مسائل سبب می شود آب در این خطه از اهمیت بالایی برخوردار باشد و باید برای استفاده از قطره قطره باران برنامه ریزی دقیق انجام شود. لذا پیشنهاد می شود با توجه به غنای دانش بومی ایرانیان در منابع طبیعی و آبخیزداری و حفظ باران، دانش بومی آبخیزداری در مناطق مختلف کشور جمع آوری شده و به صورت مکتوب در اختیار علاقمندان و پژوهشگران واقع شود و همچنین در برنامه ریزی های توسعه کشور به خصوص در برنامه توسعه هفتم که قرار است بزودی تدوین شود، بدان توجه ویژه و جدی شود.

باید اشاره داشت: آبخیزداری عبارت است از مدیریت منابع طبیعی موجود در یک حوزه آبخیز که برای حفاظت، نگهداری یا بهبود تولید آب، در یک آبخیز اعمال می شود. از این رو ملاحظه می شود که آبخیزداری مفهومی جز مدیریت منابع طبیعی ندارد با این تفاوت که واحد کار در قالب چنین مدیریتی، واحد طبیعی هیدرولوژیک است که بدان حوزه آبخیز گفته می شود. بنا به تعریف، آبخیز پهنه یا واحد فیزیوگرافیک و هیدرولوژیک است که تمام رواناب ناشی از بارش روی آن وارد یک رودخانه یا دریاچه و غیره می شود.

امروزه در بسیاری از کشورهای جهان، حوزه آبخیز به مفهوم واحد کار طبیعی تلقی می شود که برای توسعه اقتصادی، منابع قابل دسترس دارای توجیه کافی و گویا است. علاوه بر این، یکی از دلایل اساسی انتخاب حوزه های آبخیز به عنوان واحد مناسب برای مدیریت منابع طبیعی، این است که آب و هوا و وضعیت فیزیوگرافی زمین در تغییر تاثیر عوامل موثر در ظهور و جاری شدن رواناب های سطحی و تنداب ها، شدت فرسایش خاک و هرز رفتن آب و تولید رسوب، دخالت مستقیم دارد و به علاوه، توان بالقوه تولید برای بهره برداری بهینه در حد کمال مطلوب از منابع خاک و آب، خود متاثر از عوامل مذکور است.

سیدمحمد جواد ساداتی نژاد رئیس کمیسیون آب، کشاورزی و منابع طبیعی و نماینده مردم کاشان در مجلس می گوید: در راهبرد مطلوب آبخیزداری، با توجه به دو جنبه هیدرولوژیک و تولید هر حوزه آبخیز، سیاست یا خط مشی بهره برداری از اراضی باید در جهت دستیابی به بهره‌برداری متمرکز معقول و در عین حال بهینه از منابع خاک و آب، جلوگیری از تخریب، ایجاد شغل های دایمی تولیدی و کاهش تفاوت در مقایسه با سایر آبخیزها باشد، به طوری که سیاست بهره برداری از دو منبع آب و خاک و سایر منابع طبیعی تجدید شونده، در برگیرنده تمام موارد مربوط به مدیریت آنها، برای حفاظت، نگهداری، اصلاح و احیاء در خصوص حداکثر بهره وری از آنها باشد.

در چنین حالتی، طرح های آبخیزداری علاوه بر فراگیری برنامه های حفاظت، احیا و توسعه منابع خاک و آب، دربرگیرنده رابطه همزیستی با اعمال مدیریت منابع طبیعی با تاکید بر ایجاد اشتغال های دایمی برای مشارکت مردم در اجرای برنامه‌ها و همکاری در مدیریت در منابع طبیعی، ایجاد تعادل لازم هر چه بیشتر بین عوامل تخریب و احیاء در خصوص دستیابی به تعادل اکولوژیک با حضور عوامل انسانی و با تولید انبوه غذا، علوفه، چوب، مواد سوختنی و مواد خام کارخانه ها و تولید آب با کمیت و کیفیت مطلوب در حد توان بالقوه موجود در یک حوزه آبخیز خواهد بود.

در این راهبرد، اشتغال دایمی (پایدار) به مفهوم استخدام و پرداختن دستمزد از اعتبارات دولتی نیست، بلکه آماده سازی عرصه های تولید، برای ایجاد اشتغال و منبع درآمد مطمئن برای نیل به هدف تامین نیازمندی های جامعه به کشاورزی و منابع طبیعی است.

به گفته وی، احیای روستاها، اراضی و منابع آنها که نتیجه این راهبرد است، منجر به یک تغییر وسیع و عمیق اجتماعی و اقتصادی می شود و حرکت و اشتغال نیروهای انسانی مولد و فعال در مراکز تولید (روستاها) جای سکون و بیکاری ناشی از مهاجرت به شهرهای بزرگ و مراکز مصرف تولیدات خارجی را می گیرد.

ساداتی نژاد می افزاید: هر گونه برنامه ریزی کلی، اصولی و پایدار دراز مدت و آینده نگر برای کشاورزی و جامعه روستایی باید در جهت حفظ، احیاء و بهره برداری صحیح از منابع آب و خاک کشور باشد. در این باره باید گفت آبخیزداری ضامن توسعه کشاورزی در حوزه های آبخیز است و توسعه کشاورزی در حوزه های آبخیز یعنی ایجاد اشتغال جدید در محیط روستایی و به تبع آن، افزایش درآمد بیشتر برای ساکنین این حوزه ها و این یعنی حذف فقر در مناطق روستایی.

آبخیزداری ضامن توسعه اقتصادی در حوزه‌های آبخیز هم است و توسعه اقتصادی بنا به تعریف «بروس هریک» عبارت است از افزایش محصولات، همراه با تغییر در هیات فنی و تشکیلاتی جامعه که محصولات مزبور در متن آنها تولید و توزیع شوند.

در حقیقت هدف نهایی آبخیزداری، اعمال مدیریت جامع نگر در تمام آبخیزهای کشور است به نحوی که میزان هدررفتن آب و فرسایش خاک به حداقل ممکن تقلیل یابد و با بهره برداری مناسب منطقی و بهینه از سرزمین، تمام فعالیت‌های مربوط به منابع طبیعی و کشاورزی از زیربنای اقتصادی و اجتماعی مستحکمی برخوردار باشند. آبخیزداری با این مفهوم، راهبردی برای محرومیت و فقرزدایی با اصلاح وضع اقتصادی و اجتماعی روستاییان حوزه های آبخیز است که بیشتر آنها قشر فقیر جامعه به شمار می روند و رهیافتی شامل افزایش مداوم توانایی مردم روستاها برای کنترل بیشتر محیط خود و توام با توزیع عادلانه تر منافع حاصل از این کنترل است.

این در حالی است که بی توجهی به آبخیزداری و جایگزینی حفر چاه های عمیق با فناوری های بومی موجب خشکیدن گسترده قنات‌ها و کاریزها شده و تأثیری منفی در ماندن در روستاها بر جای گذاشته است.

تخریب و نابودی گسترده قنات ها و دانش بومی آبخیزداری در ایران در حالی صورت گرفت که تعداد قنات ها در ایران به بیش از ۶۰ هزار می رسید که حدود دو سوم آن تخریب شده و هم اکنون حدود ۲۳ هزار قنات آباد وجود دارد.

با توجه به کوهستانی و کم باران بودن اغلب دشت­ های ایران، اختراع کاریز از چند هزار سال پیش و ایجاد مجراهای زیرزمینی برای انتقال آب از کوهپایه به دشت، یکی از مهمترین ابداعات فناورانه ایران بوده که هنوز هم ارزش زندگی بخش خود را حفظ کرده است.

باید خاطرنشان کرد: با اصلاحات ارضی و از هم پاشیدن سازمان های جمعی تولید محصولات کشاورزی و حذف مدیریت یکپارچه روستاها و عدم جایگزینی آن با مدیریت جمعی دیگر در روستاها از سوی صاحبان جدید زمین های تقسیم شده، کار لایروبی کاریزها به فراموشی سپرده شد و رواج زدن چاه های عمیق در مجاورت کاریزها از سوی برخی صاحبان زمین کشاورزی، نابودی دو سوم کاریزهای ایران را سبب شد.

همچنین بی مسئولیتی دولت­ ها نسبت به حل مشکلات کشاورزان و حل مشکل آب های زیرزمینی با تغذیه سفره ها هم مزید بر علت شد تا بسیاری از روستاییان به شهرها مهاجرت کنند.

از سوی دیگر، حفر چاه های عمیق تر و تداوم زیاده روی در مصرف آب در کشاورزی را علاوه بر شیوه های نادرست آبیاری سنتی، بی توجهی به نظام کشت بر پایه نوع محصول و سازگاری با هر منطقه آب و هوایی با هدف صرفه جویی در مصرف آب را در پی داشت. ایجاد شهرنشینی غربی بدون توجه به موقعیت شهرها و میزان جمعیت پذیری آن، ضرورت انتقال آب­ را به سوی مصرف شهرها بدون آماده کردن پساب های شهری برای کشاورزی، افزون بر آلودگی آب شهرها، کمبود آب در کشاورزی ایران را سبب شد.

لذا برای حل این مشکلات به نظر می‌رسد با مدنظر قرار دادن آبخیزداری در عمران و آبادانی روستاها و با هدف درونی کردن مصرف محصولات کشاورزی و تولید صنایع غذایی با تولید بیشتر و تأمین امنیت غذایی کشور، افزون بر زنده کردن حدود ۴۰ هزار کاریز رها شده و نظام مند کردن چاه های عمیق و نیمه عمیق و بهره برداری از آن، با رواج دوباره ساماندهی تولید جمعی (بنه، صحرا و …) و کار توأم با همیاری و تعاون، دوباره روستاها را زنده کرد و فرهنگ تعاون و همیاری را در کشور گسترش داد.

در این میان باید گفت: امروزه یکی از مشکلات ساکنان آبخیزها، کمبود آب برایشرب و کشاورزی است و از آنجا که کشاورزی محور اقتصاد روستانشینان ما است، آب جایگاه عمده و زیادی در اقتصاد روستایی دارد؛ به خصوص این پدیده در مناطق مرکزی و کویری ما نمایان تر است و به همین دلیل است که در این مناطق، زمین تابع آب است و نقش اساسی دارد.

از این رو با استفاده از آبخیزداری می توان در جهت برطرف کردن این معضل از روش های مختلفی استفاده کرد تا از هدر رفتن آب باران در حوزه ها جلوگیری کند و با ذخیره آن و بهره‌گیری در فصل مناسب به اقتصاد روستایی کمک کند. رئیس کمیسیون آب، کشاورزی و منابع طبیعی مجلس می گوید:یکی از این روش ها احداث سدهای کوتاه است، با احداث سدهای کوتاه در حوزه ها، با ذخیره حجم قابل ملاحظه آب در فصل زمستان و استفاده از آن در فصل تابستان می توان قدم مثبتی در افزایش سطح زیر کشت در حوزه و در نهایت، افزایش سطح درآمد ساکنین حوزه برداشت. برای مثال بندخاکی با حجم ذخیره ۱۵۰ هزار متر مکعب در یک حوزه آبخیز می تواند کشاورزی منطقه را تا سطح ۱۵ هکتار افزایش دهد.

ادامه دارد

نهایت منجر به حداکثر سود می شود) سبب تخریب مراتع و جنگل ها، افزایش روند بیابانی شدن اراضی، فرسایش شدید، خشکسالی و غیره شده است. اتحادیه بین المللی حفاظت از طبیعت و منابع طبیعی در گزارشی به نام استراتژی حفاظت جهان که در سال ۱۹۸۰ منتشر ساخت، چنین اعلام می کند: جوامع سنتی اغلب از دانش عمیق و مشروح در مورد اکوسیستم ها و گونه هایی که با آنها در تماس هستند برخوردارند و روش هایی موثر برای حصول اطمینان از پایداری این منابع را در اختیار دارند. چنانچه روش ها و فناوری‌های محلی، بررسی و ثبت و ضبط نشوند، توده مردم به آدمی می ماند که دچار فراموشی شده و همواره باید از نو آموخته شود با این احتمال که چیزی را فرا نمی گیرد. خوشبختانه دانش بومی آبخیزداری در ایران از غنا و قوت فوق العاده ای برخوردار است و در اکثر مناطق ایران این دانش مورد استفاده واقع می شود و آثار و دستاوردهای فراوانی هم به دنبال داشته است. لذا استفاده و توسعه این دانش دارای اهمیت است و توجه بدان امری ضروری است. برخی از ضرورت های استفاده از دانش بومی آبخیزداری و منابع طبیعی در طرح های توسعه پایدار به قرار زیر است: اول: شیوه های بومی و سنتی مدیریت منابع طبیعی و آبخیزداری الگوی مناسبی برای مدیریت منابع طبیعی در توسعه پایدار خواهد بود. دوم: اجرای موفق طرح های مختلف منابع طبیعی و آبخیزداری در گرو مشارکت افراد محلی در مراحل مختلف از جمله طراحی، برنامه ریزی، اجرا و ارزیابی طرح ها است. بنابراین در صورتی که در تعریف و اجرای طرح های منابع طبیعی از دانش بومی استفاده شود، مشارکت افراد محلی بهتر تحقق خواهد یافت. سوم: گسترش نیازها و سطح زندگی مردم و افزایش جمعیت دنیا، نحوه آسیب رسانی به منابع طبیعی را تغییر داده است که این امر تعاملی را بین دانش بومی و دانش رسمی ایجاد می کند. زیرا در چنین شرایطی هیچ یک از دو دانش به تنهایی قادر به جوابگویی به نیازها نیست. چهارم: یکی از بهترین راه های یافتن مشکلات و مسائل منابع طبیعی و تعیین اولویت‌ها و استفاده از دیدگاه افراد محلی است. باید اشاره داشت:از آنجا که کشور ایران دارای اقلیم گرم و خشک است و با مسائلی مثل کمبود بارندگی، کم بودن رودخانه های آب دائمی، شور بودن منابع آب سطحی و زیرزمینی و… در بسیاری از نقاط مواجه است و همه این مسائل سبب می شود آب در این خطه از اهمیت بالایی برخوردار باشد و باید برای استفاده از قطره قطره باران برنامه ریزی دقیق انجام شود. لذا پیشنهاد می شود با توجه به غنای دانش بومی ایرانیان در منابع طبیعی و آبخیزداری و حفظ باران، دانش بومی آبخیزداری در مناطق مختلف کشور جمع آوری شده و به صورت مکتوب در اختیار علاقمندان و پژوهشگران واقع شود و همچنین در برنامه ریزی های توسعه کشور به خصوص در برنامه توسعه هفتم که قرار است بزودی تدوین شود، بدان توجه ویژه و جدی شود. باید اشاره داشت: آبخیزداری عبارت است از مدیریت منابع طبیعی موجود در یک حوزه آبخیز که برای حفاظت، نگهداری یا بهبود تولید آب، در یک آبخیز اعمال می شود. از این رو ملاحظه می شود که آبخیزداری مفهومی جز مدیریت منابع طبیعی ندارد با این تفاوت که واحد کار در قالب چنین مدیریتی، واحد طبیعی هیدرولوژیک است که بدان حوزه آبخیز گفته می شود. بنا به تعریف، آبخیز پهنه یا واحد فیزیوگرافیک و هیدرولوژیک است که تمام رواناب ناشی از بارش روی آن وارد یک رودخانه یا دریاچه و غیره می شود. امروزه در بسیاری از کشورهای جهان، حوزه آبخیز به مفهوم واحد کار طبیعی تلقی می شود که برای توسعه اقتصادی، منابع قابل دسترس دارای توجیه کافی و گویا است. علاوه بر این، یکی از دلایل اساسی انتخاب حوزه های آبخیز به عنوان واحد مناسب برای مدیریت منابع طبیعی، این است که آب و هوا و وضعیت فیزیوگرافی زمین در تغییر تاثیر عوامل موثر در ظهور و جاری شدن رواناب های سطحی و تنداب ها، شدت فرسایش خاک و هرز رفتن آب و تولید رسوب، دخالت مستقیم دارد و به علاوه، توان بالقوه تولید برای بهره برداری بهینه در حد کمال مطلوب از منابع خاک و آب، خود متاثر از عوامل مذکور است. سیدمحمد جواد ساداتی نژاد رئیس کمیسیون آب، کشاورزی و منابع طبیعی و نماینده مردم کاشان در مجلس می گوید: در راهبرد مطلوب آبخیزداری، با توجه به دو جنبه هیدرولوژیک و تولید هر حوزه آبخیز، سیاست یا خط مشی بهره برداری از اراضی باید در جهت دستیابی به بهره‌برداری متمرکز معقول و در عین حال بهینه از منابع خاک و آب، جلوگیری از تخریب، ایجاد شغل های دایمی تولیدی و کاهش تفاوت در مقایسه با سایر آبخیزها باشد، به طوری که سیاست بهره برداری از دو منبع آب و خاک و سایر منابع طبیعی تجدید شونده، در برگیرنده تمام موارد مربوط به مدیریت آنها، برای حفاظت، نگهداری، اصلاح و احیاء در خصوص حداکثر بهره وری از آنها باشد. در چنین حالتی، طرح های آبخیزداری علاوه بر فراگیری برنامه های حفاظت، احیا و توسعه منابع خاک و آب، دربرگیرنده رابطه همزیستی با اعمال مدیریت منابع طبیعی با تاکید بر ایجاد اشتغال های دایمی برای مشارکت مردم در اجرای برنامه‌ها و همکاری در مدیریت در منابع طبیعی، ایجاد تعادل لازم هر چه بیشتر بین عوامل تخریب و احیاء در خصوص دستیابی به تعادل اکولوژیک با حضور عوامل انسانی و با تولید انبوه غذا، علوفه، چوب، مواد سوختنی و مواد خام کارخانه ها و تولید آب با کمیت و کیفیت مطلوب در حد توان بالقوه موجود در یک حوزه آبخیز خواهد بود. در این راهبرد، اشتغال دایمی (پایدار) به مفهوم استخدام و پرداختن دستمزد از اعتبارات دولتی نیست، بلکه آماده سازی عرصه های تولید، برای ایجاد اشتغال و منبع درآمد مطمئن برای نیل به هدف تامین نیازمندی های جامعه به کشاورزی و منابع طبیعی است. به گفته وی، احیای روستاها، اراضی و منابع آنها که نتیجه این راهبرد است، منجر به یک تغییر وسیع و عمیق اجتماعی و اقتصادی می شود و حرکت و اشتغال نیروهای انسانی مولد و فعال در مراکز تولید (روستاها) جای سکون و بیکاری ناشی از مهاجرت به شهرهای بزرگ و مراکز مصرف تولیدات خارجی را می گیرد. ساداتی نژاد می افزاید: هر گونه برنامه ریزی کلی، اصولی و پایدار دراز مدت و آینده نگر برای کشاورزی و جامعه روستایی باید در جهت حفظ، احیاء و بهره برداری صحیح از منابع آب و خاک کشور باشد. در این باره باید گفت آبخیزداری ضامن توسعه کشاورزی در حوزه های آبخیز است و توسعه کشاورزی در حوزه های آبخیز یعنی ایجاد اشتغال جدید در محیط روستایی و به تبع آن، افزایش درآمد بیشتر برای ساکنین این حوزه ها و این یعنی حذف فقر در مناطق روستایی. آبخیزداری ضامن توسعه اقتصادی در حوزه‌های آبخیز هم است و توسعه اقتصادی بنا به تعریف «بروس هریک» عبارت است از افزایش محصولات، همراه با تغییر در هیات فنی و تشکیلاتی جامعه که محصولات مزبور در متن آنها تولید و توزیع شوند. در حقیقت هدف نهایی آبخیزداری، اعمال مدیریت جامع نگر در تمام آبخیزهای کشور است به نحوی که میزان هدررفتن آب و فرسایش خاک به حداقل ممکن تقلیل یابد و با بهره برداری مناسب منطقی و بهینه از سرزمین، تمام فعالیت‌های مربوط به منابع طبیعی و کشاورزی از زیربنای اقتصادی و اجتماعی مستحکمی برخوردار باشند. آبخیزداری با این مفهوم، راهبردی برای محرومیت و فقرزدایی با اصلاح وضع اقتصادی و اجتماعی روستاییان حوزه های آبخیز است که بیشتر آنها قشر فقیر جامعه به شمار می روند و رهیافتی شامل افزایش مداوم توانایی مردم روستاها برای کنترل بیشتر محیط خود و توام با توزیع عادلانه تر منافع حاصل از این کنترل است. این در حالی است که بی توجهی به آبخیزداری و جایگزینی حفر چاه های عمیق با فناوری های بومی موجب خشکیدن گسترده قنات‌ها و کاریزها شده و تأثیری منفی در ماندن در روستاها بر جای گذاشته است. تخریب و نابودی گسترده قنات ها و دانش بومی آبخیزداری در ایران در حالی صورت گرفت که تعداد قنات ها در ایران به بیش از ۶۰ هزار می رسید که حدود دو سوم آن تخریب شده و هم اکنون حدود ۲۳ هزار قنات آباد وجود دارد. با توجه به کوهستانی و کم باران بودن اغلب دشت­ های ایران، اختراع کاریز از چند هزار سال پیش و ایجاد مجراهای زیرزمینی برای انتقال آب از کوهپایه به دشت، یکی از مهمترین ابداعات فناورانه ایران بوده که هنوز هم ارزش زندگی بخش خود را حفظ کرده است. باید خاطرنشان کرد: با اصلاحات ارضی و از هم پاشیدن سازمان های جمعی تولید محصولات کشاورزی و حذف مدیریت یکپارچه روستاها و عدم جایگزینی آن با مدیریت جمعی دیگر در روستاها از سوی صاحبان جدید زمین های تقسیم شده، کار لایروبی کاریزها به فراموشی سپرده شد و رواج زدن چاه های عمیق در مجاورت کاریزها از سوی برخی صاحبان زمین کشاورزی، نابودی دو سوم کاریزهای ایران را سبب شد. همچنین بی مسئولیتی دولت­ ها نسبت به حل مشکلات کشاورزان و حل مشکل آب های زیرزمینی با تغذیه سفره ها هم مزید بر علت شد تا بسیاری از روستاییان به شهرها مهاجرت کنند. از سوی دیگر، حفر چاه های عمیق تر و تداوم زیاده روی در مصرف آب در کشاورزی را علاوه بر شیوه های نادرست آبیاری سنتی، بی توجهی به نظام کشت بر پایه نوع محصول و سازگاری با هر منطقه آب و هوایی با هدف صرفه جویی در مصرف آب را در پی داشت. ایجاد شهرنشینی غربی بدون توجه به موقعیت شهرها و میزان جمعیت پذیری آن، ضرورت انتقال آب­ را به سوی مصرف شهرها بدون آماده کردن پساب های شهری برای کشاورزی، افزون بر آلودگی آب شهرها، کمبود آب در کشاورزی ایران را سبب شد. لذا برای حل این مشکلات به نظر می‌رسد با مدنظر قرار دادن آبخیزداری در عمران و آبادانی روستاها و با هدف درونی کردن مصرف محصولات کشاورزی و تولید صنایع غذایی با تولید بیشتر و تأمین امنیت غذایی کشور، افزون بر زنده کردن حدود ۴۰ هزار کاریز رها شده و نظام مند کردن چاه های عمیق و نیمه عمیق و بهره برداری از آن، با رواج دوباره ساماندهی تولید جمعی (بنه، صحرا و …) و کار توأم با همیاری و تعاون، دوباره روستاها را زنده کرد و فرهنگ تعاون و همیاری را در کشور گسترش داد. در این میان باید گفت: امروزه یکی از مشکلات ساکنان آبخیزها، کمبود آب برایشرب و کشاورزی است و از آنجا که کشاورزی محور اقتصاد روستانشینان ما است، آب جایگاه عمده و زیادی در اقتصاد روستایی دارد؛ به خصوص این پدیده در مناطق مرکزی و کویری ما نمایان تر است و به همین دلیل است که در این مناطق، زمین تابع آب است و نقش اساسی دارد. از این رو با استفاده از آبخیزداری می توان در جهت برطرف کردن این معضل از روش های مختلفی استفاده کرد تا از هدر رفتن آب باران در حوزه ها جلوگیری کند و با ذخیره آن و بهره‌گیری در فصل مناسب به اقتصاد روستایی کمک کند. رئیس کمیسیون آب، کشاورزی و منابع طبیعی مجلس می گوید:یکی از این روش ها احداث سدهای کوتاه است، با احداث سدهای کوتاه در حوزه ها، با ذخیره حجم قابل ملاحظه آب در فصل زمستان و استفاده از آن در فصل تابستان می توان قدم مثبتی در افزایش سطح زیر کشت در حوزه و در نهایت، افزایش سطح درآمد ساکنین حوزه برداشت. برای مثال بندخاکی با حجم ذخیره ۱۵۰ هزار متر مکعب در یک حوزه آبخیز می تواند کشاورزی منطقه را تا سطح ۱۵ هکتار افزایش دهد. ادامه دارد


منبع روزنامه اطلاعات
5 اسفند ماه 1399

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید