در گرماگرم عصر چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۹۸ در حالی که قرار ما با معاون راهداری وزیر راه و شهرسازی- مهندس حسن نیا- در پیچ خطرناک روستای آبشیرین بود ناگهان خبر رسید که جناب معاون وزیر در تپه نورالشهدای گمنام راوند حضور دارد. پس بلافاصله مسیر برگشت را پی گرفتیم. مدام گوشی‌ها زنگ می‌خورد و راننده ما سرعت را از سرعت مطمئنه بالاتر می برد.

بازدید از سه‌راهی ها

حوالی ساعت۳ به شهدای‌گمنام رسیدیم امام جمعه راوند در حال سوار شدن ماشین بود. ولی خبری از معاون وزیر نبود. میهمان(مهندس حسن نیا) و میزبان(دکتر ساداتی نژاد) به طرف سه‌راهی جوشقان استرک در حرکت کرده بودند. نزدیک سوک‌چم به ماشین‌های وزارت و ادارات رسیدیم. یکدستگاه «ون» هم برای این برنامه تدارک دیده شده بود.
در سه راهی استرک همه پیاده شدیم. توضیحاتی داده شد و از آنجا به بعد مسئولین همگی سوار بر «ون» شدند و من هم به عنوان تنها خبرنگار حاضر در جمع با مسئولین بودم. تمامی جاده اردهال پر از سه‌راهی است. شاید اگر بخواهیم همه محل‌های حادثه‌خیز را حذف کنند «عُمر نوح» می خواهد و «گنج قارون»…

به سه‌راهی چنار که رسیدیم از روی جاده و از داخل ماشین هیچ چیز به غیر از یک بیل‌مکانیکی قابل مشاهده نبود. وقتی از ماشین پیاده شدیم متوجه عظمت کار شدیم. زیر گذر سه‌راهی چنار از کنار گودال قابل مشاهده بود. رئسای اداره راه‌وشهرسازی و اداره راهداری مشغول توضیحات شدند. معاونان فرماندار کاشان هم از وضعیت موجود گفتند و از نبود اعتبارات و سختی کار در کنار جاده‌ای که در شبانه روز صدها ماشین سنگین و سبک عبور می کنند. نماینده مردم هم مشغول چانه‌زنی با معاون وزیر بود تا اعتبارات بیشتری جذب کند.
حرکت به سمت مشهد اردهال ادامه داشت تا در سه‌راهی علوی و نشلج شمار حضور دهیاران و اعضای شورای روستاهای اطراف دو رقمی شد. همه خواسته‌های دهیاران و اعضای شوراها از زبان نماینده مردم به معاون وزیر رسید.
بالاخره به اردهال رسیدیم از همان دور سلامی به حضرت دادیم و دور زدیم.
شاید سن و سال حسن نیا دیگر بالا رفته باشد ولی سفت و سخت به راه را ادامه می داد. می‌گفت که از مناطق سیل زده به تازگی برگشته و اوضاع در لرستان و خوزستان خیلی خراب است. این حرف‌ها را در بازگشت از اردهال زد تا به سوک‌چم برگشتیم و این بار راهی جاده برزک شدیم – همان جاده‌ای که لقب «جاده‌ مرگ» دارد…

جاده مرگ…

آنقدر سرعت کار بالا بود که حضار داخل ون متوجه استقبال دهیاران و اعضای شورای منطقه برزک نشدند و بندگان خدا تا سه‌راهی سیمان دنبال ما آمدند. در آنجا پیمانکاران جاده برزک هم آمدند و می‌گفتند با اینکه امروز روز کارگر بوده و باید کارگران تعطیل باشند ولی لطف کرده‌اند اضافه کاری ایستاده‌اند. «محمود مدرسی» و بچه های صداوسیما هم آماده مصاحبه بودند…
توضیحات داده شد و برای ساخت پل و وجود ماشین‌های سنگین هم تمهیداتی اندیشیده شد. ولی بالاتر نرفتیم و روبه جاده بادرود حرکت کردیم.

از پل راوند تا آسفالت جاده بادرود

پل راوند هم در همان ابتدای استقبال مورد تأکید امام جمعه راوند قرار گرفته بود و ما باز از روی آن عبور کردیم. هوا بشدت در حال گرم شدن بود و کولرهای ون جواب نمی داد. همانجا بود که از خیر «کُت» گذشتم و بیرونش آوردم.
به جاده بادرود رسیدیم و شاهد آسفالت مقداری از جاده در همان وقت بودیم. واقعا جای خسته نباشید به همه دست اندرکاران این جاده دارد. سال پیش همین موقع‌ها بود که سیل آمد و حدود یک کیلومتر از این جاده را با خود برد… کار خیلی سخت بود و شدت گرمای تابستان و سوز سرمای زمستان در این جاده کویری بدجور آزار می دهد.

به قلمرو آران و بیدگل وارد شدیم

بعد از سایپا به ابوزیدآباد رسیدیم و مورد استقبال فرماندار آران‌وبیدگل و شورا و دهیاران منطقه قرار گرفتیم. اولین بازدید از جاده کاغذی به قاسم‌آباد و بعد حسین‌آباد بود، مسئولین این روستاها خیلی التماس دعا داشتند. جاده های منطقه بسیار پرپیچ و خم و در عین حال پر رفت و آمد…بلافاصله راه کنار گذر و مرنجاب رو در پیش گرفتیم. کنارگذر را از داخل ماشین نظاره کردیم و پیاده نشدیم و ابتدای مرنجاب دوربین صداوسیما و خبرنگاران محلی منتظر بودند در جلو ورودی مرنجاب استقبال خوبی شد.

جاده بلاتکلیف

در مرنجاب بحث بر سر جاده خاکی بود که نه جاده شهری است و نه روستایی. این جاده گردشگری است و باید با هماهنگی فرمانداری ، میراث فرهنگی و سازمان راهداری صورت جلسه ای به وزیر فرستاده شود تا هر چه زودتر شاهد عملیاتی شدن این طرح باشیم.

بوی افتتاح می‌آید

حرکت بسوی جاده مرکزی آران و بیدگل ادامه پیدا کرد. از نوش آباد و جاده مرکزی عبور کردیم البته این جاده بخاطر خطر در نقطه اتصال به جاده سفید دشت فعلا بسته است ولی مردم خودشان این راه را باز کرده اند و از آن عبور می‌کردند. جاده سفید دشت نزدیک قیچی افتتاح است. جاده‌ای که حسب‌الحالش هفتاد من کاغذ می‌خواهد. هر نقطه‌اش به خون یکی رنگین شده، اجرای آن که موازی ریل راه‌آهن بود و بارها وسط کار تعطیل شد و نماینده مردم تلاش زیادی کرد تا محوطه ایستگاه قدیمی تخریب شود و برای حریم خط‌آهن موهای «آراسته» سفید شد تا بالاخره باند دوم به آسفالت رسید. از امام جمعه منطقه گرفته تا اعضای شورا و شهردار و… همه آمده بودند تا از آخرین کارهای اجرایی این جاده را شاهد باشند. عبور ماشین‌های سنگین امان نمی‌داد و بارها صحبت حاضرین را قطع کرد.
آخرین بازدید از جاده مشکات بود. بلوار امام خمینی(ره) مشکات از زحمات شهرداری و راهداری و نماینده مردم بالاخره تمام شد و قرار است بعد از اتمام باند دوم جاده بادرود کاشان جاده کاشان قم در دستور کار قرار گیرد و راه رسیدن مردم مشکات به کاشان آسان شود.
آفتاب داشت غروب می‌کرد که با جناب معاون خداحافظی کردیم.
تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.

انتهای پیام/ گزارش از: سلمان صاحب هنر


برای آگاهی از آخرین مطالب و پیوستن به کانال ما در سروش اینجارا کلیک کنید. کانال سروش

لینک کوتاه مطلب: http://drsadatinejad.com/?p=22114

این مطلب را به اشتراک بگذارید :